![]() |
![]() |
|
| ....این وبلاگ رو فقط برای دوست بودن ودوست داشتن مینویسم.... |
|
عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ، |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1389/05/10ساعت 4:12 بعد از ظهر توسط کیهان.. |
|
|
قسم خوردم كه پا به پاي تو مسير جاده عشق را بپويم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1389/05/10ساعت 11:17 قبل از ظهر توسط کیهان.. |
|
|
یک شبی مجنون نمازش را شکست عشق آن شب مست مستش کرده بود سجده ای زد بر لب درگاه او گفت یا رب از چه خوارم کرده ای جام لیلا را به دستم داده ای نشتر عشقش به جانم می زنی خسته ام زین عشق، دل خونم مکن مرد این بازیچه دیگر نیستم گفت: ای دیوانه لیلایت منم سال ها با جور لیلا ساختی عشق لیلا در دلت انداختم کردمت آوارهء صحرا نشد سوختم در حسرت یک یا ربت روز و شب او را صدا کردی ولی مطمئن بودم به من سرمیزنی حال این لیلا که خوارت کرده
بود مرد راهش باش تا شاهت کنم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1389/02/15ساعت 12:50 بعد از ظهر توسط کیهان.. |
|
|
دکتر شریعتی انسانها چهار دسته اند:
١ـ آناني که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم نيستند. عمده آدمها حضورشان مبتنی به فيزيک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم ميشوند. بنابراين اينان تنها هويت جسمی دارند.
٢ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هم نيستند. مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هويتشان را به ازای چيزی فانی واگذاشتهاند. بیشخصيتاند و بیاعتبار. هرگز به چشم نمیآيند. مرده و زندهشان يکی است.
٣ـ آنانی که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم هستند. آدمهای معتبر و با شخصيت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثيرشان را میگذارند. کسانی که همواره به خاطر ما میمانند. دوستشان داريم و برايشان ارزش و احترام قائليم.
٤ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هستند. شگفتانگيزترين آدمها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوهاند که ما نميتوانيم حضورشان را دريابيم. اما وقتی که از پيش ما ميروند نرم نرم آهسته آهسته درک ميکنيم، باز ميشناسيم، می فهميم که آنان چه بودند. چه میگفتند و چه میخواستند. ما هميشه عاشق اين آدمها هستيم. هزار حرف داريم برايشان. اما وقتی در برابرشان قرار میگيريم قفل بر زبانمان ميزنند. اختيار از ما سلب ميشود. سکوت میکنيم و غرقه در حضور آنان مست میشويم و درست در زماني که میروند يادمان میآيد که چه حرفها داشتيم و نگفتيم. شايد تعداد اينها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1388/12/16ساعت 2:26 بعد از ظهر توسط کیهان.. |
|
|
صــــداي پاي مهتاب تو کـوچه ها ميپيچه شبهاي بي تو بودن ســـرابه هيچ هيچه من از نگاه پاکـــــت به آسمون رسـيدم از لب هــــر فرشته اسم تــو رو شنيدم ديدم که اسم پاکت رمــــز... در بهـشته خـدا تــــوي دل من اســم تو رو نــوشته به حـــرمت نگــاهت دل از هــمه بـريدم تو آســـــمون هفتم به عشق تو رسيدم |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/12/07ساعت 0:49 قبل از ظهر توسط کیهان.. |
|
|
سلام بهونه قشنگ من براي زندگي |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/12/07ساعت 0:43 قبل از ظهر توسط کیهان.. |
|
|
صبرکن، اي دل! شبي آخر به ما هم ميرسد
در غمش هر شب به گردون پيک آهم ميرسد
کز پس آن نوبت روز سياهم ميرسد
شام تاريک غمش را گر سحر کردم چه سود؟ کاين حديث جانگداز آخر به شاهم ميرسد
صبر کن گر سوختي اي دل! ز آزار رقيب روزي آخر مژدهي عفو گناهم ميرسد
گر گنه کردم، عطا از شاه خوبان دور نيست |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/12/07ساعت 0:28 قبل از ظهر توسط کیهان.. |
|
|
و آن زمان که عاشق مي شوي و مي داني که عشقي هست و باور داري کسي که تو را دوست دارد و در آن شبهاي سرد و يخبندان با تو ميماند.. در آن لحظات مي فهمي دوست داشتن چقدر زيباست ..... و آن زمان که کسي در فراسوي خيال تو نيست و تو تنهاي تنها در جاده هاي برهوت زندگي قدم مي زني تنها اوست که به تو
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/12/03ساعت 10:51 بعد از ظهر توسط کیهان.. |
|
|
الو؟
الو سلام منزل خداست؟ اين منم مزاحمي که آشناست هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است به ما که مي رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟ الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد خرابي از دل من است يا که عيب سيم هاست؟ چرا صدايتان نمي رسد کمي بلند تر صداي من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟ اگر اجازه مي دهي برايت درد دل کنم شنيده ام که گريه بر تمام دردها شفاست دل مرا بخوان به سويخودت
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/12/03ساعت 10:45 بعد از ظهر توسط کیهان.. |
|
|
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد.... و اینک باران بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم.... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/12/03ساعت 10:15 بعد از ظهر توسط کیهان.. |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من کیهانم ..............
و همتونو دوست دارم............ .................... ............ .......... |
|
RSS
|